کلاس مجازی مردم شناسی

این یک وبلاگ گروهی است..امید است همگی همکاری لازم را به عمل آورند..موفق باشید

کتاب انسانشناسی در عصرتوحش

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 18:50  توسط سعیده هدایتی فر  | 

خداحافظ

ما را جدا کرد

کدام تکه ی جهان

ما را تنها برای چند روز

دوباره به هم می رساند

تا خطوط تازه شعر را آواز بخوانیم  

تا دوباره پرواز را بیاموزیم

تا گذشته ی فراموشکار را بیاد آوریم

تا دوباره همدیگر را

بدرود بگوئیم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 19:40  توسط ایدا زمانیان  | 

سحر

دوستان عزیز .....سفر خوبی رو در کنار هم به انتها رسوندیم

ممنون از اینکه باهم تا اینجا اومدین......

آرزوی سربلندی و سعادت براتون دارم.......

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 3:55  توسط سحر صالحی  | 

حرف آخر..........!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 3:52  توسط سحر صالحی  | 

موضوع اتنوگرافی :موبایل
موبایل که با نام تلفن همراه در میان ما مطرح است  در سالهای نخست به خاطر داشتن قیمت بالا در
دسترس همگان قرار نداشت و تنها افراد متمول و با آنهایی که از قبل پس اندازی داشتند از آن استفاده
می کردند. در همان سالها ی اولیه شغلی به نام موبایل فروشی وجود نداشت وشرکت مخابرات خود
گوشی وخط را  در اختیار متقاضیان قرار می داد.
از اوایل سال 75 تب تلفن همراه بالا رفت ولی کمتر در دست جوانان قرار داده می شد وبیشتر در میان
افراد میانسال و مدیران رایج بود.
اما رشد روز به روز تلفن همراه وواگذاری آن به صورت  اقساطی توسط شرکت مخابرات طولی نکشید
که آن را همگانی کرد.اگر چه اجاره تلفن همراه از رونق افتاد اما جای آن را خرید وفروش قبض
دریافت تلفن همراه از شرکت مخابرات گرفت،خرید تلفن همراه به قیمت دولتی و فروش آن به نرخ بازار
آزاد می توانست سود تضمین شده خوبی برای سرمایه گذاران داشته باشد .همگانی شدن تلفن همراه وتلفن
به دست شدن جوانان فرهنگ تجملی تلفن همراه را از خط تلفن همراه به گوشی آن منتقل کرد بازار
موبایل فروشان را گوشی هایی که با رنگ و زنگ های متنوع عرضه می شد گرم کرد گوشی هایی که
امکان آهنگ گذاری را فراهم می کرد مشتریان بیشتری پیدا کرد.با این حساب می شد منش شخص
دارنده تلفن همراه را گمانه زنی کرد. در سالهای اخیر با ورود گوشی های مجهز به دوربین عکاسی و
فیلمبرداری صوتی فراهم شده است . یکی از فروشندگان تلفن همراه در خیابان جمهوری که بازار فروش
لوازم صوتی و تصویری تهران به شمار می رود می گوید برای هواخواهان گوشی به دوربین با کیفیت
بالا و صدای مناسب اهمیت زیادی داردو جوانان هم به گوشی های رنگارنگ  وبه خصوص رنگهای
قرمز و صورتی ابراز تمایل می کنند که بیشتر ساخت کارخانه سامسونگ است . او بازار تلفن همراه را
به دلیل تنوع گوشی ها و فروشندگان و اشباع شدن بازار بی رونق می داند . او می گوید بیشتر
مشتریانش جوانانی اند که برای خریدن مدلهای جدید و ناشناخته به بازار می آیند و این در حالی است که
میانسالان تنها به کیفیت گوشی اهمیت می دهند و چندان دنبال مد نیستند ، اما گوشی های به اصطلاح
(مدیریت) میان آنان هم طرفدار دارد . این گوشی ها به دلیل اندازه و رنگ  موقر خود در میان مدیران
دولتی و خصوصی هوادار دارند وبه صورت عرفی  میان مدیران خریدار پیدا می کنند ،گوشی sony
((z-25 که تا چند سال پیش گوشی مدیران به حساب میآمد آکنون جایش را به چند محصول شرکت نوکیا
داده است.
امروزه تلفن همراه میان بسیاری از مردم به عنوان قسمت مهمی از زندگی روزمره به حساب می آید که
با نبودنش بخش اعظمی از زندگیشان مختل می شود.
جالب است بدانید که این اختلالات فقط در روال زندگی روزمره اتفاق نیفتاده و کمی پا فراتر از این
موضوعات برده تا جایی که اخبار ناناخوشایندی درباره مضرات پزشکی –رفتاری تلفن همراه از گوشه
و کنار جهان به گوش می رسد ،نگرش جدید به فرهنگ سازی ، استفاده از این وسیله پرکاربرد را
ضروری می سازد و مجموعه کاربران –ارئه دهندگان خدمات –وقانونگذاران را در معرض اقدامات
پیش گیرانه قرار می دهد.که بیش از هر چیز به شناخت ماهیت انواع و اقسام آسیب ها و دامنه ی نفوذ
آنها نیاز دارد.
در حال حاضر فروکش کردن تب تلفن همراه به معنای کاهش استفاده از آن نیست. استفاده از تلفن همراه
در یک مقطعی از زمان  ابزاری برای پز دادن و نوعی مد محسوب می شد اما بعد از این که کاربرد
تلفن همراه عمومیت پیدا کرد ا زیک وسیله تجملی به یک ابزار کارآمد ضروری و شاخص تبدیل شد
ولی هنوز جنبه مد بودن وپز دادن خود را ازدست نداده و کاربران جنبه مد گونه تلفن همراه را در هر
مدل گوشی و امکانات آن جستجو می کنند ام این پایان داستان نیست . تلفن همراه امروزه به بخشی از
هویت افراد تبدیل شده به ویژه جوانان و نوجوانان که شخصی بودن خط تماس ومحتویات حافظه گوشی
را نمادی از استقلال فردی و مایه به رخ کشیدن اطلاعات متنوع متنی وتصویری و صوتی و...... به
دیگران می پندارند.در هر جمع و محفلی فرصت مناسب برای ابراز وجود و خودنمایی در اختیار
صاحبش قرار می دهد در حالی که این هویت کاذب معمولا به شخصیت فرد بستگی ندارد بلکه نتیجه
قرار گرفتن وی در معرض امواج مهار گسیخته انتقال اطلاعات موبایل محسوب می شود .در این حوزه
برخی ازمزایای استفاده تلفن همراه نیز قابل تامل است .دسترسی سریع به دوستان،
نگه داشتن اطلاعات ،بهره مندی سرویس پیام کوتاه ،دسترسی آسان به انواع بازی ها ، شیوه های انتقال
فایل های صوتی و تصویری مزایایی هستند که برای هر کاربر می تواند مطلوب به نظر برسد.
به نظر می رسد استفاده از تلفن همراه با فرازو نشیبی که داشته به گونه ای بومی درآمده است که بنابر
ویژگی های اجتماعی تغییر و تحول می یابد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 22:24  توسط فرانک نظریان  | 


پوشاك مردم ايلام
بشراز همان اغاز تشكيل گروههاي كوچك اجتماعي به واسطه ي قدرت تفكر وتصميم گيري عقلاني مسير زندگي را زا شيوه ي ‏زيست حيواني جدا ساخت وعليرغم ضعف جسماني توانست اندك اندك طبيعت پيرامون خويش را مورد شناسايي قرار داده وبا ‏درايت از مواهب آن بنا بر مقتضيات وشرايط زمان ومحيطي بهره گيرد. لذا غارها را سكونتگاه خويش قرار داد و از منابع غذايي ‏جنگلي وحيواني تغذيه نمود واز پوست حوانات تن پوش زمستاني ساخت ودر سير حيات انسان از مراحل اوليه تا كنون پوشاك ‏نيز در كوران زندگ وتحت فرهنگ هر جامعه تغيير ها نمود ومُدهاي بسيار را پُشت رگذاشت ودر عصر حاضر نيز عليرغم اشاعه ‏فرهنگ وتعامل اجتماعي وفرهنگي جوامع انساني هنوز هم لباس وپوشاك يكي از مشخصه ها وتمايزات فرهنگي بين گروههاي ‏انساني واقوام مختلف به شمار مي رود . در قلمرو سياسي  فعلي ايلام اگر چه در گستره ي دنياي اطلاعات واطلاع رساني ‏سرزميني بسياري كوچك مي نمايد، اما تحت آداب ورسوم ، عرفها وسنت ها هنوز هم پاره اي از عناصر لباس وپوشاك برخي ‏گروهها تمايزات فراواني را با ديگران در همين قلمرو را نشان مي دهد. اگر چه لباس خود بخشي از فرهنگ هر مي باشد ولي ‏بواسطه ي ارتباطات وتعاملات فرهنگي و غيره اين ويژگي فرهنگي مردم ايلام به سوي يكنواختي گرايش يافته وتفاوتها به مراتب ‏بسيار كمتر از گذشته مي باشد وبه شكلي كه لباس مردان با چشم پوشي از مردان عرب زبان جنوب استان در ساير نقاط تفاوتها ‏آنچنان اندك است كه به سختي به چشم مي‌آيد.‏
 
از منظري ديگر لباس مردم استان ايلام اگر چه آن اهميت وارزش فرهنگي واجتماعي گذشته ي خويش را به مقدار زيادي از ‏دست داده ودر سايه انواع واقسام مُدها ومدلهاي وارداتي به سوي يكنواختي گرايش يافته ولي هنوزمي توان به  برخي از ابعاد ‏اجتماعي وفرهنگي آن در بين گروههاي قومي ايلامي اشاره كرد. در گذشته ي نه چندان دور جنس مرغوب ، نوبودن وبيش از هر ‏چيز تزئينات لباس (بويژه براي زنان ودختران) يكي از شاخص هاي عمده براي تشخيص فرداز ديگران وقرار دادن وي در طبقه ‏اجتماعي و جايگاه وموقعيت او در جامعه بود وبا اين ويژگيها به راحتي مي توانست حداقلي از موقعيت اقتصادي واجتماعي ‏افراد جامعه خودشان را باز شناخت. ولي با بهبود سطح زندگي مردم لباس معمولاً تا حدود بسيار زيادي اين ويژگي خود را از ‏دست داده است وتنها در موارد محدود تري مي تواندچنين نقش وكاركردي را بازي كند . به عنوان مثال پوشيدن كُ ت وشلورا ‏نشانه ي متشخص بودن  ويا حداقل داشتن شغل مناسب است وبستن چفيه زرد زنگ به دور سر بوسيله ي مردان نشانه ي به حج ‏رفتن آنان مي باشد وعلاوه براينها هنوز هم نوبودن واستفاده از جنسهاي مرغوب وگران بها بويژه نزدزنان به عنوان يك برتري ‏‏(حداقل اقتصادي ) برديگران به شمار مي رود در ايلام ضرب المثلي معروف است كه مي گويد : «لباس خوب اگر تورا به دو نفر ‏تبديل نكند ، به يك نفر خوب تبديل خواهد كرد »، وبدينوسيله مي خواهند اهميت وارزش آنرا به ديگران گوشزد كنند .‏
تغييرات لباس در ايلام به مانند ساير عناصر وپديد ه هاي فرهنگي تابع متغيير هاي فراواني مي باشد و از نظر شدت كمترين ‏تغييرات را مي توان در نقاط عشايري وروستاهاي دور افتاده مشاهده كرد. وجالب اينكه در اين نواحي مردم هنوز براي لباس ‏سنتي خود احترام خاص قايل بوده وبه راحتي تن به مُدهاي وارداتي نمي دهند واين  مسئله نزد مردان وزنان بزرگسال كه پاي ‏بندشيان به سُنت ها بيشتر  است تا حدي است كه پوشيدن لباس هاي جديد وواردتي ورنگارنگ وحتي رنگهاي تند و گل دار را ‏نشانه ي سبكی فرد دانسته واز آن استفاده نمي كنند ولي ديگران كه سن پائين تري دارند تمايل بيشتري به پوشيدن لباس هاي جديدتر ‏دارند، معمولاً هنگام مسافرت ويارفتن به شهر براي خريدو غيره بيشتر از شلوار وكفش چرم (بغيير از آنچه در محل زندگ ‏پوشيده مي شوند ) استفاده مي كنند .‏
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 22:12  توسط فرانک نظریان  | 

گیلان در یک نگاه
شناخت قومیّتها در گیلان :
نژاد گیلان که در اوستا از آن به وارنا نام برده می¬شود مرکز باستانی اقوام و تیره¬های مختلفی است که از جمله آنها قوم گیل می باشد و امروزه سرزمینشان را گیلان می نامند .
در عهد قدیم سکنه گیلان را کادوسیها تشکیل می دادند و در نهایت سرتاسر منطقه با نام گیل و دیلم شناخته شد. گیل به معنای ( گه لای – گیلوی و ... ) می نامیدند و در دیلم که « دیل » به معنای جایگه نگهداری دام و « ام » به معنای پاره ای از زمین بود که با پسوند « ان » به معنای مکان بلندی که جایگاه نگهداری دام است .

چهار گروه که سهمی واقعی در تاریخ منطقه داشتند :

کاسپی ها : دریای خزر بنامشان نامیده شده که در اقوام دیگر حل گردیده و دریای خزر به نام کاسپین معروف بوده است .
کادوسیها : در ارتفاعات کوهستانی در قسمتهای جلگه¬ای گیلان می زیسته اند.
ماردها یا اِماردها : جنگجوترین طایفه غیر آریایی در حاشیه سپیدرود زندگی می¬کردند .
گیلها : که با کادوسیها بصورت تیره واحدی در آمدند که پس از کوچ و رانده شدن ماردها از حاشیه سپیدرود آن بخش را در اختیار گرفته و در این زمان سرتاسر منطقه با نام گیل و دیلم شناخته شد. ( سعیدیان ص 775 ، 1375)
استفاده از گویشها :
شرق گیلان که به " بیه پیش " معروف است ، اغلب به زبان گیلکی صحبت می کنند و نوع گیلکی مردمان آن دیار با توجه به نوع سکونت اقلیمی با تفاوت اندکی نسبت به شهرهای مجاور بیان می شود . گالشی که زبان مردم کوهپایه در گیلان است. اما در غرب گیلان که به " بیه پس " معروف است در نواحی رشت گویش گیلکی غلیظ تر شده و در نواحی طالش به زبان طالشی و گرایش به زبان ترکی داشته که در نواحی مثل رضوانشهر و آستارا این مقوله به خوبی دیده می شود و در نواحی رودبار زبان تالشی ، کردی ، ترکی و فارسی تکلم می شود

استان گيلان:
استان گيلان با 14711 كيلومتر مربع وسعت در شمال ايران و در مجاورت استانهاي اردبيل ، قزوين ، مازندران و زنجان واقع گرديده و از استانهاي كوچك كشور پهناور ايران محسوب مي شود . از نظر آب و هوايي ، گيلان در منطقه معتدل خزري واقع شده است . رشت ، بندر انزلي ، لاهيجان ، لنگرود ، رودسر ، آستانه اشرفيه ، سياهكل ، املش ، تالش ، رضوانشهر ، ماسال ، شفت ، فومن ، صومعه سرا ، آستارا ، رودبار شهرهاي استان گيلان را تشكيل مي دهند و همچنين اين استان داراي 43 بخش و قريب به 109 دهستان مي باشد.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 22:2  توسط فرانک نظریان  | 

موزه مردم شناسی مهریز
موزه مردم شناسی مهریز به منظور احیای بناهای فرهنگی و تاریخی و در جهت شناخت آداب و رسوم و اعتقادات مردم منطقه در ساختمان یک حمام قدیمی- معروف به حمام استهریج – تشکیل شده است. این بنا فاقد هر نوع کتیبه ای است، ولی با توجه به سبک معماری و شیوه ساخت می توان آن را به اوایل دوره قاجاریه نسب داد.
طرح بنا مانند سایر حمام های قدیمی به صورت زیرزمین است و با مساحتی حدود ششصد و پنجاه متر مربع، در شش متری عمق زمین واقع شده و پشت بام آن هم سطح خانه های اطراف است. قبه های موجود بر روی سقف و شیشه های رنگی که بعد از مرمت در آن به کار رفته است، با انعکاس نور طبیعی محیط زیبایی را برای موزه فراهم می سازد.
عملیات مرمت و بازسازی این بنا توسط اداره کل میراث فرهنگی استان یزد در سال 1376 آغاز شد و با ایجاد تغییرات کلی در کف ساختمان در سال 1379 به پایان رسید. در سال 1380 نیز عملیات تکمیلی شامل سیم کشی، نورپردازی، نصب ویترین ها و همچنین ایجاد سیستم صوتی انجام گرفت. در مجموع بیش از ششصد اثر فرهنگی و تاریخی شامل ابزار و ادوات جنگی و کشاورزی، پوشاک سنتی، اسناد و قباله های قدیمی، ظروف شیشه ای فلزی، سفالی و غیره در این موزه گرد آوری شده است.
آثار موجود در این موزه شامل موارد ذیل است:
1- ابزار و وسایل مربوط به مشاغل سنتی اعم از ریسندگی، پارچه بافی، حلاجی، گیوه دوزی، سبد بافی، چاقو سازی، کشاورزی و ...
2- ظروف فلزی و شیشه ای طبخ و صرف غذا (دیگ سنگ).
3- کتیبه و سنگ نبشته های قدیمی: قدیمی ترین کتیبه مربوط به قرن ششم هـ. ق است که با دو خط کوفی و ثلث بر روی سنگ مرمر نوشته شده و دارای نقوش اسلامی در حاشیه های محرابی است.
4- اسناد و قباله های قدیمی شامل وکالتنامه، صداقنامه، سند خرید و فروش زمین، باغ و ... (از سال 1250 هـ. ق).
5- پوشاک سنتی مردم منطقه شامل سرپوش (چادر چاقچور)، تن پوش (شلیته، شلوار، چاقچور و ...)، پاپوش (گیوه، جوراب و ...).
6- وسایل استحمام: بقچه حمام قلمکار، سوزنی زیرپایی، طاس حمام، تشت، سفیدآب دان و...
7- ابزار جنگ: سپر، زره، گرز، تفنگ، شمشیر و...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 21:49  توسط فرانک نظریان  | 

 موزه ای درلرستان
‌ای‍ن‌ م‍وزه‌ ش‍‍ام‍ل‌ م‍ج‍م‍و‌ع‍ه‌ ‌ا‌ی‌ ‌از ‌اش‍ی‍‍ا و ص‍ح‍ن‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌ای‍ج‍‍اد ش‍ده‌ ‌از زن‍دگ‍‍ی‌ ب‍وم‍‍ی‌ م‍ردم‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‌ م‍‍ی‌ ب‍‍اش‍د و ب‍ر‌ا‌ی‌ ش‍ن‍‍اس‍‍ان‍دن‌ رف‍ت‍‍ار‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌اج‍ت‍م‍‍ا‌ع‍‍ی‌ م‍ردم‌ ‌ای‍ج‍‍اد ش‍ده‌ ‌اس‍ت‌ .
‌اش‍ی‍‍ا م‍رب‍وط ب‍ه‌ ب‍‍اور‌ه‍‍ا و ‌ا‌ع‍ت‍ق‍‍اد‌ات‌ ن‍ظی‍ر چ‍ش‍م‌ زخ‍م‌ ‌ه‍‍ا، د‌ع‍‍ا‌ه‍‍ا و طل‍س‍م‌ ‌ه‍‍ا در ب‍‍اب‌ ت‍ول‍د و م‍رگ‌ و ج‍‍ع‍ب‍ه‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ ک‍وچ‍ک‌ ق‍ر‌آن، ج‍‍ام‌ چ‍‍ه‍ل‌ ک‍ل‍ی‍د و گ‍وش‍و‌اره‌ ‌ه‍ف‍ت‌ م‍ح‍م‍د‌ی‌ ب‍ه‌ ن‍م‍‍ای‍ش‌ گ‍ذ‌اش‍ت‍ه‌ ش‍ده‌ ‌اس‍ت‌.
در گ‍وش‍ه‌ ‌ا‌ی‌ دی‍گ‍ر ‌از ‌ای‍ن‌ م‍وزه‌ ن‍ح‍وه‌ پ‍خ‍ت‌ ن‍‍ان‌ و ‌غ‍رف‍ه‌ ‌آب‌، ش‍ک‍‍ار و م‍وس‍ی‍ق‍‍ی‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍ح‍ل‍‍ی‌ ‌اس‍ت‍‍ان‌ وجود دارد‌.
پ‍وش‍‍اک‌ زن‍‍ان‌ و م‍ردان ‌ ن‍ظی‍ر ش‍‍ال‌ و ‌ع‍ب‍‍ا، ل‍ب‍‍اس‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ م‍ح‍ل‍‍ی‌ ، ک‍ف‍ش‌ ، زی‍ور‌آلات‌ ، ‌ان‍و‌ا‌ع‌ دس‍ت‍ب‍ن‍د وگ‍ردن‌ ب‍ن‍د س‍‍اخ‍ت‍ه‌ ش‍ده‌ ‌ازس‍ن‍گ‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ گ‍ر‌ان‍ب‍‍ه‍‍ا ک‍ه‌ زن‍‍ان‌ ب‍ه‌ خ‍ود و ل‍ب‍‍اس‌ ‌ه‍‍ای‍ش‍‍ان‌ ‌آوی‍ز‌ان‌ م‍‍ی‌ ک‍ن‍ن‍د، در م‍‍ع‍رض‌ دی‍د ق‍ر‌ار گ‍رف‍ت‍ه‌ ‌اس‍ت‌ .
 
در م‍وزه‌ م‍ردم‌ ش‍ن‍‍اس‍‍ی‌ زن‍‍ی‌ ب‍‍ا زب‍‍ان‌ و ‌آ‌ه‍ن‍گ‌ ل‍ر‌ی‌ م‍رث‍ی‍ه‌ م‍‍ی خواند و ‌غ‍م‌ رو‌ی‌ دی‍و‌ار‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌ات‍‍اق‌ چ‍ن‍ب‍ره‌ ‌ان‍د‌اخ‍ت‍ه‌ و ک‍م‍‍ی‌ ‌آن‌ س‍وت‍ر م‍ر‌اس‍م‌ ‌ع‍روس‍‍ی‌ ‌اس‍ت‌ و م‍رد‌ان‌ ل‍ر دوپ‍‍ا م‍‍ی‌ رق‍ص‍ن‍د و ‌ع‍روس‌ رو‌ی‌ ‌اس‍ب‌ ن‍ظ‍اره‌ گ‍ر ‌آن‍‍ان‌ ‌اس‍ت‌.
ص‍ح‍ن‍ه‌ ‌ه‍‍ای‍‍ی‌ ‌از ش‍ی‍وه‌  تولید کشاورزی ‌ س‍ن‍ت‍‍ی‌ و ‌اب‍ز‌ار‌ه‍‍ا‌ی‌ ‌آن‍‍ه‍‍ا ش‍‍ام‍ل‌ ت‍ن‍دی‍س‌ ‌ه‍‍ای‍‍ی‌ ‌از ک‍ش‍‍اورز‌ان‌ در ح‍‍ال‌ شخم زدن ب‍ه‌ ن‍م‍‍ای‍ش‌ در‌آم‍ده‌ ‌اس‍ت‌ .
ک‍ت‍‍اب‌ ‌ه‍‍ا‌ی‌ خ‍ط‍ی، دو‌ات‌، ق‍ل‍م‍د‌ان، ‌ع‍ی‍ن‍ک، ‌ان‍و‌ا‌ع‌ پ‍ی‍ه‌ س‍وز، ن‍م‍ون‍ه‌ ‌ا‌ی‌ ‌از ‌آ‌ه‍ن‍گ‍ر‌ی‌ س‍ن‍ت‍‍ی‌ ، ورش‍وس‍‍از‌ی، م‍س‌ گ‍ر‌ی، خ‍ر‌اط‍ی، س‍ر‌اج‍‍ی، م‍وت‍‍ای‍‍ی، ب‍‍اف‍ت‌ س‍ی‍‍اه‌ چ‍‍ادر و ب‍‍اف‍ت‌ ف‍رش‌ در ل‍رس‍ت‍‍ان‌ ن‍ی‍ز در ‌ای‍ن‌ م‍وزه‌ وج‍ود د‌ارد.
ش‍ب‍ی‍ه‌ س‍‍از‌ی‌ ص‍ح‍ن‍ه‌ ‌ه‍‍ای‍‍ی‌ ‌از ب‍رپ‍‍ای‍‍ی‌ م‍ر‌اس‍م‌ ‌ع‍روس‍‍ی‌ و ‌ع‍ز‌اد‌ار‌ی‌ در ‌اس‍ت‍‍ان‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‌ ن‍ی‍ز ب‍ه‌ ن‍م‍‍ای‍ش‌ در‌آم‍ده‌ ت‍‍ا م‍ردم‌ و م‍س‍‍اف‍ر‌ان‌ ‌ ب‍ی‍ش‍ت‍ر ب‍‍ا ‌آد‌اب‌ و رس‍وم‌ م‍ردم‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‌ ‌آش‍ن‍‍ا ش‍ون‍د.
وس‍‍ای‍ل‌ و ‌اب‍ز‌ار رزم‌ وش‍ک‍‍ار (زره‌ ، ک‍لاه‌ خ‍ود، ش‍م‍ش‍ی‍ر، ج‍‍ا‌ی‌ ب‍‍اروت، ت‍ف‍ن‍گ، دورب‍ی‍ن‌ ش‍ک‍‍ار‌ی، زی‍ن‌ ب‍رگ‌ ‌اس‍ب، ش‍لاق‌ و رک‍‍اب‌ ) م‍ردم‌ ل‍رس‍ت‍‍ان‌ ن‍ی‍ز در ‌ای‍ن‌ م‍وزه‌ زی‍ب‍‍ا وج‍ود د‌ارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 21:44  توسط فرانک نظریان  | 

موزه مردم شناسی رباط ویرانی :

جاده شانديز در انتهاي جاده وكيل آباد مشهد به روستاي ويراني ختم مي‌شود. موزه مردم شناسي رباط ويراني در 10 کيلومتري جاده مشهد- شانديز در روستاي ويراني واقع شده است.
 
رباط کاروانسراي ويراني كه اين روزها مكان برپايي موزه مردم شناسي ويراني شده در راه تابستاني،مواصلاتي نيشابور به توس در دوره تيموري احداث شده است.
 
اين رباط از نوع رباط هاي سر پوشيده و فاقد حياط مرکزي است . اين بنا داراي 9 غرفه با طاق هاي جناغي است که هشت غرفه به شکل قرينه روبرو و يک غرفه در انتهاي بنا قرار گرفته است.
 
پلان رباط ويراني تقريباً مستطيل شکل است و در ساختمان اين سازه از سنگ در شالوده بنا و آجر در ديواره ها و سقف با ملات آهک استفاده شده است.
 
عمليات ساخت و تجهيز غرفه هاي اين مکان از اواخر سال 1384 آغاز و در مهر سال 1385 به پايان رسيده است.
 
در اين موزه نمايي از مشاغل و حرف سنتي استان خراسان رضوي و به ويژه شهرستان مشهد به نمايش گذشته شده و مي‌توان آن را نخستين موزه مردم شناسي روستايي کشور و اولين موزه تخصصي مشاغل و حرف سنتي در خراسان به شمار آورد.
 
اين موزه حاصل تلاش جمعي تني چند از کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي ،صنايع دستي و گردشگري خراسان در طراحي و اجراست.
 
اما وارد اين موزه كه مي‌شويد مي‌توانيد از بخش هاي مختلفي ديدن كنيد كه هر كدام ريشه در بخشي از ميراث كهن شهر توس دارد.
 
عطاري و گياهان دارويي
در بخشي ار فضاي داخلي موزه ، مكاني براي نمايش ميراث عطاري خراسان در نظر گرفته شده است.
 
شهر قديم توس كه اين روزها خراسان نام گرفته به سبب داشتن پوشش گياهي متنوع و کوهپايه هاي آکنده از انواع گياهان دارويي ،يکي از غني ترين سرزمين‌هاي کشور در زمينه گسترده طب کهن ايراني به شمار مي‌رود و عطاري‌ها علاوه بر تامين نيازهاي دارويي مردم ساير حوائج آنان را در خصوص انواع شربت ها،عرقيات،ادويه و غيره مهيا مي‌كردند. از اين رو عطاران در آن روزگار گاهي اوقات هم نقش دوا فروش و هم نقش طبيب را ايفا مي‌کردند.
 
ازمهم ترين گونه‌هايي دارويي و ادويه مي توان گل گاوزبان ،کاکتوني، فلفل ،دارچين ،زردچوبه ،اسطو خودس ،ترنجبين ،آويشن ،سه پستان،گل زوفا، سنگنکور و سيه دانه اشاره کرده و از ميان عرقيات از نعنا ،مرزه ، چهل گياه، شاه تره و آويشن نام برد.
 
هم چنين نزديکي خراسان به مرزهاي دو کشور پاکستان و هند دليلي مهم بر مبادلات ادويه و گياهان دارويي ميان اين مناطق و تنوع و تکثر اين فرآورده هاي گياهي در عطاري هاي خراسان شده است.
 
آهنگري
اما در بخش ديگري از موزه مردم شناسي راباط ويراني مصنوعات آهني به نمايش در‌آمده است.
 
 اين حرفه در خراسان قديم از رونقي به سزا برخوردار بوده است و از اين رو يکي از غرفه هاي موزه را به خود اختصاص داده است.
 
 در اين غرفه نيز نمونه‌هاي متنوعي از مصنوعات و ابزار آلات به نمايش گذاشته شده که از اين ميان مي‌توان انواع تيشه ها، کلنگ ها، بيل ها، زنجير ،خيش ،چهار شاخ ،انبرها و قيچي ها، چاقو و تبر ، ترازوهاي آهني، چکش و غيره را نام برد.
 
جارو بافي و حصير بافي
 در غرفه جاروبافي انواع جاروهاي سيخي که با استفاده از گياهي موسوم به جارو بافته مي‌شود به نمايش در مي‌آيد.
 
در گذشته اين جاروها روي زمين بافته مي‌شد.اما امروزه داراي فلزي براي بافت آن ساخته شده و با استفاده از آن صنعتگر جاروباف گره بندهاي جارو را محکم مي‌کند.در کنار جاروباف ،صنعتگر حصيرباف ايستاده که سرگرم بافتن حصير روي داري چوبي است.
 
فرش بافي و رنگرزي
اين روزها تبليغات فرش مشهد را زياد بر در و ديوار شهرها مي‌بينيد .قالي‌هاي کاشمر، نيشابور و مشهد از شهرت ويژه‌اي برخوردارند. هم چنين در ناحيه مه ولات و تربت حيدريه قاليچه هاي ابريشمي و در منطقه شمال استان و شهرستان هاي درگز، قوچان و کلات قاليچه هايي با نقوش منحصر به فرد ترکمني با رنگ هاي درخشان بافته مي‌شود.
 
پوستين دوزي، حلاجي و لحاف دوزي
در شمال خراسان کوهپايه‌هاي خرم سبب رونق دامداري شده‌اند و مضاف بر توليدات بسيار لبني و گوشتي در منطقه، هنرمندان قوچاني و شانديزي از پوست اين حيوانات اهلي بز و گوسفند و اخيراً پوست هايي نظير روباه،خرگوش و سمور بالاپوش ها و پوستين هايي زيبا مي‌دوزند که چشم هر بيننده اي را خيره مي‌کنند.
 
پيش از هر کار صنعت گر حلاج با وسيله‌اي به نام کمان حلاجي توده پنبه هاي سخت شده را حلاجي کرده تا کاملاً نرم و يکنواخت شوند. سپس لحافدوز اين پنبه را درون بالش ها، تشک ها و لحاف ها ريخته و رويه آن را با نخ و سوزن لحافدوزي مي‌دوزد و بر آن نقوشي زيبا نظير نقش هاي گياهي، جانوري و هندسي مي‌اندازد.
 
در گذشته که زمستان‌هاي سرد در منطقه مرسوم و متداول بوده است دوخت لحاف‌هايي بزرگ به نام لحاف کرسي که رويه اي از جنس جاجيم دست باف داشته اند رايج بوده است.
 
چاروقدوزي، کفاشي و دلو سازي
شايد ساخت پاي افزارها يکي از قديمي ترين مشاغلي باشد که آدميان به آن پرداخته‌اند و کفاشي و چاروقدوزي از جمله آن مشاغلند که در يکي از غرفه‌هاي موزه به نمايش در آمده‌اند .چارق و گيوه ها انواع گوناگوني دارند که در تمامي آنان رويه‌اي بافتني و پارچه‌اي و تختي چرمي که اغلب از چرم گاوميش يا الاغ استفاده مي‌شده به کار رفته است.
 
مس گري و رويگري
ظروفي مانند ابريق ها، آفتابه ها،سيني ها، ديگ‌ها، روغن‌دان ها، لگن‌ها و غيره در بخشي از موزه كه به معرفي هنر و صنعت مس گري اختصاص داده شده ، به نمايش گذاشته شده است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 21:40  توسط فرانک نظریان  | 


مردم‌شناسی پیش از اسلام
مردم‌شناسان غیر ایرانی
آنچه که درباره مردم‌شناسی دوره پیش از اسلام در ایران، از مورخین و سیاحان غیر ایرانی به جای مانده، مربوط به یونانی‌ها و رومی‌هاست. هرودوت (451 تا 484 ق.م) شرح مبسوطی درباره اقوام ایرانی مادها، پارس‌ها، سکاها و ملل تابع امپراطوری ایران نگاشته‌است. مورخین دیگر مانند گزنفون (430 تا 352 ق.م) کتزیاس، توسیدید (395 تا 460 ق.م) پلوتارک (120 تا 50 میلادی) و آریان و غیره در کتب و آثار خود فصولی را به خصوصیات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی‌ایران اختصاص داده‌اند. همچنین در عهد ساسانی عده‌ای از سیاحان و جغرافی دانان رومی، ارمنی و مسیحی درباره تاریخ و جغرافیای ایران مطالبی نگاشته‌اند.
] مردم‌شناسان ایرانی
امپراطوران ایران، از آن رو که به جهانگشایی و گسترش قلمرو حکومت خود می‌پرداخته‌اند، به گونه‌ای به انسان‌شناسی و قوم‌شناسی آشنا بوده‌اند و از زمان هخامنشیان، که امپراطوری وسیعی در ایران تشکیل گردیده، بی گمان به مردم‌شناسی اقوام و ملل گوناگون توجه شده‌است. متون دینی مزدک و روایات و داستان‌های منظوم و منثوری که در دوره اسلامی‌عده‌ای از ایرانیان گرد آورده‌اند، ارزشمندترین منابع مربوط به ایران پیش از اسلام است.
مردم‌شناسی در ایران دوره اسلامی
اطلاعات مربوط به این دوره را از مطالعه کتب و آثار مهمی‌که از سیاحان، نویسندگان، مورخین ، شعرا و جغرافی دانان به جای مانده‌است می‌توان به دست آورد، مانند: ناصر خسرو، یعقوبی، مسعودی، دینوری، مقدسی (کتاب: احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم)، ابن خردادبه و اصطخری (کتاب: المسالک و الممالک)، ابن فضلان (کتاب: از بغداد تا صقلاب)، یاقوت حموی (کتاب: معجم البلدان)، ابوالفضل بیهقی، خواجه رشیدالدین فضل الله (کتاب: جامع التواریخ)، مارکوپولو، ابن بطوطه، ابن خلدون، ابوریحان بیرونی (کتاب: تحقیق ماللهند) که مؤثرترین و به نام‌ترین جغرافی دان، مورخ و سیاح این دوره‌است و می‌توان او را استاد مسلم مردم‌شناسی نامید. علاوه بر افراد مذکور می‌توان از جهانگردان، باستان‌شناسان و مردم‌شناسان اروپایی مانند: تاورنیه، شاردن (دوره صفویه)، کرژن و سایکس (دوره قاجار)نام برد.[
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 21:26  توسط فرانک نظریان  | 

شلوار جین آبی چگونه در بازار مد جاي گرفت ؟
بلو جین به عنوان یکی از مهم ترین تولیدات صنعت پوشاک آمریکا در سال ۱۸۷۳ توسط ژاکوب دیویس (Jacob Davis) و لوی استراوس (Levi Strauss) اختراع شد. این دو مهاجر با استفاده از پارچه کتانی، قیطان و نوعی پرچ فلزی، مردمی ترین محصول پوشاک را ساختند. اولین لباس های جین ساخته شده ، لباس کار نامیده می شد. لغت جین در سال ۱۹۶۰ وقتی نسل جوان نام "بلو جین" را بر روی شلوار های مورد علاقه اش گذاشت، رایج شد.
تاریخچه
اولین شلوارهای جین دو مدل بودند، شلوارهای آبی - نیلی رنگ و شلوارهای کتان قهوه ای شسته شده. شلوارهای کتان چون نرم و راحت نبود به تدریج از دور خارج شد. هر چند سال های سال به عنوان لباس کار استفاده می شد.

لوی استراوس (Levi Strauss) سال ۱۸۵۳ در سن بیست و چهار سالگی به سانفرانسیسکو آمد. برادر او در نیویورک به تجارت کالا مشغول بود و لوی استراوس شعبه جدیدی برای تجارت او در این شهر احداث کرد. او که آلمانی تبار بود، پس از مهاجرت به آمریکا چندین سال در نیویورک مشغول فراگیری روش های تجارت بود. در طی بیست سال او به یکی از تاجران موفق پارچه تبدیل شد.
یکی از مشتریان لوی استراوس خیاطی به نام ژاکوب دیویس (Jacob Davis) اهل لاتویا (Latvia) بود. او که در نوادا (Nevada) زندگی می کرد، از شرکت استراوس به صورت عمده پارچه خریداری می کرد. در میان مشتریانش شخصی بود که دائما جیب های شلوارهایی که ژاکوب برایش می دوخت را پاره می کرد. ژاکوب به فکر راه حلی برای دوام بیشتر شلوارهای این مشتری بود، روزی به فکرش رسید که شاید با استفاده از نوعی پرچ فلزی در نقاطی از شلوار که پاره شده یا آسیب دیده، مثل گوشه های جیب ها و در زیر دکمه های شلوار، بتواند باعث استحکام بیشتر برای شلوار شود.
مشتریان ژاکوب خیلی سریع از این شلوارهای پرچ دار استقبال کردند. او نگران شد که شاید کسی این ایده ماهرانه اش را بدزدد، بنابراین تصمیم گرفت حق امتیاز این کار را به نام خود ثبت کند. اما ۶۸ دلاری که برای کارهای اداری لازم بود را نداشت. بنابراین به عنوان شریک تجاری فوراً به فکر لوی استراوس افتاد.
در سال ۱۸۷۲ طی نامه ای که به لوی استراوس نوشت، به او پیشنهاد کرد که حق امتیاز این کار متعلق به هر دو نفرشان باشد. استراوس که یک تاجر خبره بود، با دیدن این محصول جدید، بلافاصله پیشنهاد ژاکوب را پذیرفت. در بیستم ماه مه سال ۱۸۷۳، این دو نفر حق امتیازی به شماره ۱۳۹,۱۲۱ را در آمریکا به نام خود ثبت کردند. این تاریخ امروزه به عنوان تاریخ تولد رسمی بلوجین شناخته شده است.
از آنجا که رنگ نیلی به دلیل تیرگی دیرتر کثیف می شد و برای لباس های کار نیز انتخاب بهتری بود، مهم ترین و پرطرف دارترین رنگ در میان مردم بود.
لوی استراوس، ژاکوب را به عنوان سرپرست تولید این شلوارهای جدید در شرکت خود استخدام کرد. این شرکت تا سال ۱۸۷۵ به تولیدات خود ادامه داد و دو کارخانه دیگر در سانفرانسیسکو راه اندازی کرد.
پارچه های کتان برای دوخت این شلوارها از یکی از معروفترین کارخانه های پارچه سازی منچستر تامین می شد. در مدت زمانی کوتاه، تمام کارگران ازاین شلوارهای جدید استفاده می کردند. قیمت یک دست لباس کار با دوام تولید شرکت لوی استراوس ۱.۲۵ دلار بود، رقمی کاملا باور نکردنی!
حق امتیاز این محصول تا بیست سال منحصراً در اختیار شرکت استراوس بود. در سال ۱۸۹۰ این شلوارها مدل ۵۰۱ نام گرفت که هنوز هم با این نام در بازار به فروش می رسد. با به پایان رسیدن حق انحصار این محصول، بسیاری از کارخانجات تولید پوشاک از این محصول پرطرفدار شرکت لوی استراوس کپی برداری کردند. تا سال ۱۹۵۰ دانش آموزان دبیرستانی به عنوان اعتراض به بزرگترها که این شلوارها را نمی پوشیدند و برای اینکه متفاوت تر به نظر برسند، شروع به پوشیدن این شلوارها کردند. در سال ۱۹۷۰ شلوارجین بیش از همیشه طرفدار پیدا کرد.
از زمانی که مردم لغت لیوایز(Levi's) را برای این شلوارها به کار بردند، شرکت لوی استراوس نیز این لغت را به عنوان علامت تجاری اش ثبت کرد.
چرا پارچه جین آبی رنگ است ؟
در اواخر قرن نوزدهم قبل از ابداع رنگ های مصنوعی از رنگ های گیاهی طبیعی برای رنگ کردن پارچه ها استفاده می شد. از آنجا که رنگ نیلی به دلیل تیرگی دیرتر کثیف می شد و برای لباس های کار نیز انتخاب بهتری بود، مهم ترین و پرطرف دارترین رنگ در میان مردم بود. از آن زمان این رنگ روی پارچه های جین باقی ماند.
قرن هجدهم: استفاده از پارچه کتانی
در قرن هجدهم ، با رونق گرفتن کشاورزی، کارگران برای کار در مزرعه لباس های جین می پوشیدند، زیرا استحکام بیشتری داشت و به آسانی از بین نمی رفت.
برای محکم تر شدن نقاطی از شلوار که زودتر دچار پارگی دوخت می شدند از نوعی پرچ استفاده شد.
قرن نونزدهم : معادن طلا در کالیفرنیا
کارگران معادن طلای کالیفرنیا به لباس هایی با دوام و محکم نیاز داشتند. برای اولین بار در سال ۱۸۵۳ شخصی به نام استراوس تولید انبوه لباس کار با مشخصات فوق را شروع کرد.
سال ۱۹۳۰
گاوچران ها در اکثر فیلم های وسترن شلوار جین به پا داشتند. این کار باعث رواج شلوار های جین در آن سال ها بین مردم شد.
سال ۱۹۴۰
در زمان جنگ دوم جهانی، سربازان آمریکایی شلوار جین می پوشیدند. بعد از جنگ تولید کننده های معروف پوشاک از قبیل رانگلر (wrangler) و لی (lee) شروع به رقابت با لوی (levi) برای در دست گرفتن بازار جهانی کردند.
سال ۱۹۵۰
شلوار جین با تبلیغات تلویزیونی و فیلم ها بین نسل جوان رایج شد. ( جیمز دین در فیلم شورش بی دلیل ) پوشیدن این شلوارها سمبل طغیانگری بین نسل جوان بود.
سال های - ۱۹۷۰۱۹۶۰: هیپی ها و جنگ سرد
مدل های مختلف شلوار جین به بازار آمد. جین های گل دوزی شده و جین های رنگی . در کشورهای غیر غربی جین به عنوان سمبل فساد غرب تبدیل شده بود.
سال ۱۹۸۰ و پس از آن
جین به لباس مد روز تبدیل شد. طراحان معروف لباس شروع به طراحی مدل های مختلف جین با مارک های اختصاصی خود کردند. فروش جین دائما رو به افزایش بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 21:22  توسط فرانک نظریان  | 

چهارشنبه‌سوری :

نام جشنی باستانی و برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تا کنون در آخرین شب چهارشنبه(سه شنبه شب) هر سال، آن را با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، برگزار می‌کنند جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.واژه چهارشنبه سوری از دو وازه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است تشکیل شده‌است.آتش بزرگی تا صبح زود وبرآمدن خورشید روشن نگه داشته می‏شود که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من».در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی است که وازه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد .به بیان دیگر شما خواهان آنید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی ٬بیماری و مشکلات شما را ازتان بگیرد و بجای آن سرخی ٬ گرمی و نیرو به شما بدهد.این جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد.در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.
در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.
امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آنها زیاد است، آتش‌بازی و انفجار ترقه‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است.  در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان می‌دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 21:17  توسط فرانک نظریان  | 

  جامعه شناسی،انسان شناسی،مردم شناسی
گفته میشود انسان خیلی دیر متوجه خود شد وپس از سعی در شناخت و کشف عناصر طبیعی
ومحیط پیرامون خود به عنوان آخرین مقوله مورد مطالعه،متمایل به شناخت خود گردید که
البته این سخن درستی نیست. شاید بهتر آن است که بگوئیم انسان از لحاظ روش علمی خیلی
دیر مورد مطالعه قرار گرفت والا سعی در شناخت ماهیت و روابط انسانی موضوعی است که
از دیرباز مورد علاقه بشر بوده است و اتفاقاً انسان قبل از پرداختن به طبیعت به خود و
رفتارهای خود می اندیشیده است که البته این امر بیشتر مورد توجه فیلسوفان،تاریخ نگاران،جغرافیدانان وسفر نامه نویسان بوده است . از قدیمی ترین فرهنگ های انسانی همواره با تمایل انسان به یافتن یک هویت روبرو هستیم ، انسان بر آن است که خودرا بشناسد بنابراین در پی یافتن شباهت ها و تفاوت ها با سایر همنوعان خود برمی آید . بدین ترتیب از طریق مکانیسم مقایسه انسان خود را ازدیگری جدا کرده و هویت می یابد. از طرفی تفکیکی که باز در ذهن انسان رخ میدهد و دو عنصر خیر و شر را تعریف می کند، دو جهان تفکیک شده در ذهنیت او بوجود می آورد که باید موجودیت خویش را نیز در رابطه با این دو جهان تعیین کند و البته خود را به جهان قدسی و دیگری را به جهان ناقدسی تعلق می دهد و فضای جغرافیایی خودرا عرصه خدایان می شناسد که خارج از مرزهای آن شیاطین حکومت می کنند. در واقع انسان در نخستین قدمهای خود نمی توانسته مفاهیمی چون تکثر و نسبیت فرهنگی را درک کند و همین زمینه بیگانه ترسی و نفرت نژادی و دینی و در نتیجه جنگ و استثمار را برای به ارمغان آورده است و البته این درست است که جنگ ، استعمار و برده داری زمینه را برای مطالعه هر چه بیشتر انسان فراهم نمود و انسانها در فرآیند هویت یابی خود با دیگران دیگری آشنا شده اند و افقهای جدیدی برای مطالعه انسان گشود شد. پرداختن به انسان به مثابه یک علم دارای تاریخی رسمی است که به 150 سال پیش باز
می گردد. مردم شناسی ، انسان شناسی و جامعه شناسی چه در زادگاه خود یعنی اروپای غربی در اواسط قرن 19 چه در آمریکا و چه در کشور ما همزاد یکدیگر بودند اما ریشه گسست در این علوم را باید در تقسیم بندی اولیه ای جست که مردم شناسی را محدود به پرداختن به گروهی از مردمان در سرزمین های غیر اروپایی ، سنتی و فاقد دولت و تمدن نمود که به علت عدم کاربرد فراوان آن ( به جز در مواردی سیاسی در جهت منافع استعماری ) رشد و توسعه آن اندک می نمود . در واقع اروپائیان واژه مردم شناسی را که از ریشه « ethnos» یونانی به معنای قبایل کوچنده و غیر شهر نشین و بدوی بود را به دیگران و واژه جامعه شناسی « socio» را در باره جوامع صنعتی و مدرن خود بکار بردندکه این تفکیک را می توان ناشی از همان هویت یابی از طریق بازخورد با دیگران تحلیل نمود . به هرحال این تفکیک در خود حامل باری منفی بود ولی واژه انسان شناسی (anthropology ) که در مکاتب آمریکایی و انگلیسی رواج داشت فاقد این بار منفی بود و از طرفی بدلیل جامعیت و اشتراکی که درانسان شناسی وجود داشت سریعاً جای خود را باز کرد . چون انسان شناسی از موجودی واحد یعنی انسان سخن می گفت که با وجود اینکه در فرهنگ ها و زیستهای مختلف ، مشخصات متفاوتی یافته اما همواره در بخش بزرگی از خصوصیات خود ، مفهوم انسان را درخود حفظ کرده است . بستر این قضیه وقتی فراهم شد که گسترده مطالعات مردم شناسی پس از جنگ جهانی دوم از حوزه جوامع غیر اروپائی به کل جوامع جهان رسید و ازطرفی استعمار و تاثیر زندگی مدرن جوامع سنتی را به سرعت مورد استحاله قرار می داد همچنین انسان شناسی آمریکایی به مجموعه بزرگی از شناخت اطلاق می شد که در یک سوی آن انسان به مثابه موجودی طبیعی و در سوی دیگر به مثابه موجود فرهنگی مورد مطالعه قرارمی گرفت و به این ترتیب مردم نگاری و مردم شناسی به یکی از زیر مجموعه های انسان شناسی فرهنگی تبدیل شد و در واقع اصطلاح مردم شناسی همان کاربرد فرانسوی علمی است که در مکاتب آنگلوساکسون به انسان شناسی فرهنگی و اجتماعی تعبیر می شود.
به هرحال به نظر می رسد مقصود انسان شناسی انسان است و مقصود مردم شناسی بعضی از انسانها . در دعوای مردم شناسی وانسان شناسی که بگذریم تازه به اختلافاتی برمی خوریم که میان انسان شناسی و جامعه شناسی در باره روشها و همچنین تعیین قلمرو وجود دارد اختلافاتی که شاید از این سوالات آغاز شده است : تقدم فرهنگ برجامعه یا تقدم جامعه بر فرهنگ؟ انسان جامعه را می سازد یا جامعه انسان را؟ روش ذره نگر در مطالعه انسان مفیدتر است یا روش کلان نگر ؟ پژوهشگر انسان شناس نه تنها خود واقعیت را مطالعه می کند بلکه از آن هم بیشتر درون این و اقعیت وارد شده و با آن زندگی می کند پژوهشگر انسان شناس بدون هیچ پرسش و فرضیه ای کار خود را با مشاهده و توصیف آغاز می کند وبیشتر پرسش می آفر یند تا پاسخ ، در حالیکه جامعه شناس کار خود را با پرسش و نظریه پردازی آغاز می کند در این رویکرد تاکید بر تحلیل است نه توصیف مردم شناس چنان در واقعیت فرو می رود که نظریه را تنها بهانه و ابزاری می داند برای مطالعه گروهها و قبایل و در واقع انسان شناس به نوعی کشف و شهود دست می زند که البته این امر یکی از مشکلات بزرگ انسان شناسی از حیث روش شناختی است چون انسان شناس ممکن است بقدری در مسائل عاطفی و احساسی وروحی جامعه ای که در آن وارد شده درگیر شود که دیگر نتواند از بیرون دست به تحلیل بزند اما جامعه شناس ، مردم نگاری و توصیف را ابزاری می داند برای تحلیل . به اعتقاد جامعه شناس این عقیده که یک دانشمند کار خود را با مشاهده حقایق شروع می کند امکان ناپذیر است ، کدام حقایق ؟ میلیونها حقایق در جهان وجود دارد. اولین کار انتخاب موضوع مورد مطالعه و سپس پرسش و نظریه سازی است . جامعه شناس علاوه بر چیستی ، به چرایی می پردازد و به غیر از سئوالات واقعی ، تطبیقی ( مقایسه ای ) سئوالاتی تکوینی ( تاریخی ) و از همه مهمتر سئوالات نظری مطرح می کند زیرا به قول گیدنز ، حقایق خود سخن نمی گویند و در واقع نظریه ها ما را به درک واقعیت یاری می کنند و نظریه متضمن ساختن تفسیرهای انتزاعی است چون با مفاهیم سروکار دارد و درگیر مصادیق عینی نیست . جامع شناسی از آنجا آغاز می شود که جامعه ورای انسان اصالت پیدا می کند و جامعه خود به عنوان یک مفهوم مطرح می شود . مفهومی که خارج از انسان وجود دارد ، پویاست و بقدری قدرتمند که انسان را درخود زندانی کرده و مسائلی را براو تحمیل می کند. جامعه شناس به روابط ، کنش ها ، نهادها ، تضادها ، تغییرات و .... می پردازد که همگی مفاهیمی انتزاعی هستند و از طرفی جامعه شناسان براین باورند که بدون فرض های نظری هیچ اقدام و تصمیمی صورت نمی گیرد . از سوی دیگر با شکلی که هم اکنون از جهان پیرامون خود می بینیم ( توسعه ، تکنولوژی ، اطلاعات ، جهانی شدن ) تنها جامعه شناسی است که به خوبی می تواند از عهده فهم این دنیای نوین برآید و حتی به پیش بینی و آینده نگری بپردازد و بی شک حق با رابرت مرتون است که عصر ما عصری است که جامعه شناسی برآن حاکم است . زیرا جامعه تنها مفهومی است که انسانها در آن مشترک اند در حالی که فرهنگ فاقد چنین خاصیتی است . در نتیجه جامعه شناس می تواند قوانینی جهان شمول را تبین کنید و ازهمه مهمتر جنبه های کاربردی مطالعات جامعه شناسی در زمینه هایی مانند جرم فقر ، بیماری ، نابهنجاری ، عدالت و ... است که آن را دارای جایگاهی ممتاز می کند . جامعه شناسی مدعی است که تنها با دیدن و حس کردن یک سری از واقعیات نمی توان به شناختی کامل از انسان و جامعه دست یافت بلکه باید به مفاهیمی که در رابطه انسان با خود ، دیگران و محیط وجود دارد توجه کرد و از این رو صبغه ای فسلفه ای می یابد گویی جامعه شناسی همان فلسفه اجتماع ، فلسفه تاریخ ، فلسفه سیاسی و فلسفه اخلاق و دین است .
با این حال بین جامعه شناسی و انسان شناسی همواره تبادلاتی در زمینه روشها و مکاتب بوده است که باعث شده که بعضی از وقتها ایندو کاملاً به هم نزدیک شوند و می توان دورانهای همگرایی و واگرایی را در آن مشاهده نمود بطوری که ابتدا ارتباط بسیار نزدیکی بین جامعه شناسی و انسان شناسی وجود دارد و به هیچ وجه از همدیگر قابل تمایز نیستند . در دوران میانه به نحوی جدایی کامل میان آندو صورت می پذیرد که ناشی از ظهور فونکسیونالیزم در انسان شناسی است و حال آنکه جامعه شناسان مانند کارکرد گرایان بررسی تاریخی را رها نمی کنند اما مشاهده می کنیم که کارکرد گرایی موفق به نفوذ در جامعه شناسی می شود و در حال حاضر به نظر می رسد با گسترش ارتباطات و پیدایی نوعی همگونی بین جوامع بیش از پیش این دو حوزه را به هم نزدیک کرده است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 21:7  توسط فرانک نظریان  | 

آغاز علم مردم‌شناسی

 

آغاز علم مردم‌شناسی را باید در نیمهٔ قرن نوزدهم قرار داد. در این زمان است که برای نخستین بار با ظهور گروهی از نهادها روبه رو می‌شویم که تلاش می‌کنند از مجموعهٔ داده‌های گردآوری شده به وسیلهٔ جهانگردان، میسیونرها و فاتحان از یک سو و مجموعهٔ تفکرات فلسفی و اجتماعی گروهی از اندیشمندان اروپایی دربارهٔ آن داده‌ها و دربارهٔ ذات و سرنوشت انسان از سوی دیگر، دست به تألیف زده و علمی تازه را با مکانیسم‌ها و روش‌شناسی خاص آن به وجود بیاورند. مردم‌شناسی عمدتاً در کشورهای انگلیس، فرانسه و ایالات متحد آمریکا پدید آمد و رشد کرد. در انگلیس مردم‌شناسی فرهنگی که از داشتن هدف‌های استعماری نیز برکنار نبود به مطالعه اقوام آفریقایی و آسیایی دست یازید و در فرانسه عموماً مردم‌شناسی جنبه فلسفی به خود گرفت و به کار میدانی چندانی دست نزد. برجسته‌ترین مردم‌شناس فرانسوی، لوی اشتراوس است که بر روش تحقیق علمی تأکید کرد و به زبان‌شناسی و تفسیر اسطوره‌ها عنایت ورزید. در ایالات متحده آمریکا، فرانز بوآس، مالینفسکی، کروبر، مارگارت مید، روث بندیکت، لسلی وایت و دیگران به مطالعات مردم‌شناسی دامنه داری دست زدند و سپس امکان تزاید این میراث اصیل معرفتی را به دیگران وا نهادند.[۶] بدین ترتیب شاهد آن هستیم که از نیمهٔ دوم قرن نوزدهم مردم‌شناسی یا انسان‌شناسی، چه به مفهوم شناخت موجودیت بیولوژیک انسان و چه به عنوان شناخت موجودیت فرهنگی انسان، وارد محافل علمی می‌شود

هدف

هدف مردم‌شناسی مشاهده جوامع برای شناخت «واقعه‌های اجتماعی» ست، که به ثبت و ضبط این واقعه‌ها پرداخته و آمارهای مربوط را تدوین و برقرار می‌سازد و به انتشار اسناد و مدارک معتبر می‌پردازد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 21:4  توسط فرانک نظریان  | 

ارتباط با مردم شناسی

جامعه‌ای محدود. این تعریف و خصوصاً اصطلاحات «دقیق» و «همه جانبه»، باعث شده‌است که مردم نگاری و مردم شناسی اشتباه شود. اما عبارت «تظاهرات مادی و غیر مادی فعالیت‌های انسانی»، قلمرو مردم نگاری را محدود می‌کند. به تعبیری دیگر، مردم نگاری را می‌توان مطالعهٔ توصیفی مردم نامید. منتهی این توصیف دارای آن چنان نظم و ضوابط حساب شده‌ای است که می‌تواند جوابگوی مطالعات و تجزیه و تحلیل‌های بعدی قرار گیرد. مردم نگاری، معمولاً به طرح فرضیه و نظریه نمی‌پردازد. زیرا مردم نگاری‌ها به منزلهٔ گزارش‌هایی توصیفی برای به دست آوردن اطلاعات است و در نتیجه مقایسه، فرضیه و اظهار نظر یا نظریه در مراحل بعدی قرار دارد

مردم شناسی و مردم نگاری دو رشته فرعی از انسان شناسی فرهنگی هستند. مردم نگاری صرفاً جنبه توصیفی داشته و فقط اطلاعاتی از فرهنگ‌ها را بدون هر نوع تفسیری ارائه می‌کند. مردم شناسی اطلاعات به دست آمده را طبقه بندی می‌کند و از دیدگاه انسان شناسی که مبتنی بر جریان تکامل انسان و رفتار انسانی است، ارائه می‌دهد و به تحلیل داده‌ها می‌پردازد تا صحت و سقم آن‌ها را که بیانگر روابط و کارکرد عوامل مختلف آن فرهنگ ویژه‌است، به دست دهد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 21:1  توسط فرانک نظریان  | 

موضوع اتنوگرافی:ایین های عاشورایی در مناطق مختلف ایران

زندگی جمع اضدادی است از شادی­ها و غم­ها، خوش­آمدها و مناسبات ناخوشایند، جشن­ها و سوگواری­ها.  که گاه این شادی و یا غم متعلق به کل جامعه و یا قومی می باشد و بالطبع ابراز و بزرگداشت آن، زمینه­ساز آئین­ها و مراسم­های فراوان و متنوعی می گردد که بخش قابل توجهی از فرهنگ هر ملتی را تشکیل می دهد . قسمتی از این آئینها به زندگی و اعتقادات مذهبی- دینی مردم مربوط می گردد. چرا که "تمام جوامع انسانی دارای اعمال، مناسک، و اعتقاداتی هستند که می توان آنها را تحت عنوان مذهب طبقه بندی کرد." در فرهنگ اسلامی ما مسلمانان نیز بزرگداشت رویدادهای مهم دینی و وقایع مهم زندگی بزرگان، ائمه و اسوه­های دینی، زمینه­ساز بسیاری از مناسک، آیین­ها و مراسم می باشد، که با وجود حفظ یکپارچگی، به وسعت اقوام، مناطق، شهرها و روستاها، دارای کثرت و تنوع می باشد.  از جمله این آئین­ها و مناسک معنوی و مذهبی،  که با وسعت و تنوع بسیاری به صورت سلسله آئین­ها و مراسم در بین مسلمانان جهان برگزار می ­گردد، مراسم در بزرگذاشت واقعه عاشورا و عزاداری سیدشهدا (ع

عاشورا در فرهنگ مذهبي شيعيان جايگاه خاصي داشته و زمینه­ساز مجموعه­ای از سنتها و مراسمی می باشد که به عنوان میراثی در بین تمامی نسل­ها اجرا می­گردد. برخی از اعمال، باورها و مراسم که در تاسوعا و عاشورا و اربعین حسینی به اوج خود می رسند، عبارتند از  برپایی مجالس عزاداری در هیئت­ها، تکیه‏ها،حسینیه‏ها وخانه‏ها؛ نوحه‏خوانی و مرثیه سرایی،تعزیه و شبیه خوانی، مجالس‏وعظ و روضه خوانی و ذکر مصیبت، سینه­زنی و زنجیر زنی، ادای نذور و احسان و صدقه و اطعام مردم  عزادار ، سقایی به یاد امام حسین (ع)، پوشاندن لباس سقایی به کودکان به یاد طفل شش ماهه امام حسین(ع)،  راه انداختن دسته‏های عزاداری در خیابانها، همراهی دسته­های عزاداری با پای پیاده و گاها برهنه، گِل اندوده کردن سر و تن ، پاشیدن کاه و خاشاک بر سر، پوشیدن‏لباس سیاه، سیاهپوش کردن اماکن، گذرگاهها، مساجد و حسینیه‏ها، برپایی مراسم شام غریبان، برگزاری مجالس مقتل خوانی و زیارت عاشورا، ،طشت گردانی، گهواره گردانی، تهیه وآذین بندی طوق، علم و نخل، به زیارت رفتن و ...  و همچینین ترک بعضی کارهای‏مباح در این ایام مثل:برگزاری مراسم شادی، آرایش­کردن و زیور آویختن،خانه­تکانی،پرداختن‏به کسب و کار و دوخت و دوز و خرید و...

اینها تنها بخشی از اداب و رسومی است که مردم ایران در اقصی نقاط ایران در بزرگداشت واقعه کربلا و عاشورا به پا می­دارند که هر کدام به نوبه خود، جایگاه ویژه­ای در مطالعات فرهنگ عامه این مرز و بوم دارد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم دی 1388ساعت 17:49  توسط سمیرا کریمی  | 

 تفاوت انسان شناسی وجامعه شناسی
انسان شناسی فرهنگی( مردم شناسی) بطور کلی از دو لحاظ با جامعه شناسی تفاوت دارد یکی از لحاظ روش و دیگر از لحاظ قلمرو مطالعه  


روشی که در مطالعات جامعه شناسی بکار می‌رود اصطلاحا روش پهنانگر یا پهنائی نامیده می‌شود در حالیکه در مردم شناسی از روش ژرفائی یا ژرفانگر استفاده می‌نمایند.  
اما از لحاظ قلمرو مطالعه , جامعه شناسی جوامع تطور یافته اعم از صنعتی و سنتی را مورد مطالعه قرار می‌دهد, در حالیکه مردم شناسی , عمدتا به مطالعه در جوامع ابتدایی یا تطور نیافته می‌پردازد, ضمن آنکه از روش مردم شناسی برای مطالعه خرده فرهنگهای قومی , زبانی ,مذهبی در درون جوامع تطور یافته نیز استفاده می‌شود.  
تحقیقات مردم شناسان درباره زندگی اقوام مختلف شواهد جالب و قابل استنادی از زندگی اجتماعی انسان را بدست می‌دهد و روانشناسان اجتماعی و جامع شناسان از حاصل این مطالعات کمک بسیارمی‌گیرند.
انسان شناسی فرهنگی (مردم شناسی) در مطالعات خود از داده‌ها و اطلاعات "مردم نگاری" کمک می‌گیرند, مردم نگاری تنها جنبه توصیفی دارد و مجموعه‌ای از داده‌ها و اطلاعات را بدون تحلیل و بصورت عکسبرداری وقایع و پدیده‌ها فراهم نموده که مورد استفاده مردم شناسی قرار می‌گیرد. نوعی مردم نگاری تاریخی را در قرون پیشین و ضمن سفرنامه‌ها و سیاحتنامه‌ها در بعضی کتب مورخان می‌توان سراغ گرفت که در آنها از آداب و رسوم و سنتها و زبان بطور کلی فرهنگ و خرده فرهنگ اقوام مختلف مطالب فراوانی جمع آوری شده است از آنجمله است سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی در ایران و نوشته‌های هرودوت در یونان.  
'''مردم شناسی دانش بررسی  
نوع بشر است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 18:5  توسط فرانک نظریان  | 

تغییر سبک زندگی
در بافت های فرسوده، اگر چه با سبک زندگی چندان مناسبی روبرو نیستیم و عمدتا به دلیل عدم توجه چهره فقر و نداری بسیار برجسته است ، اما به هر حال این  زندگی هم نوعی سبک زندگی است که تا حدود زیادی به فرهنگ و سنت آنجا تبدیل شده است، نوعی از هویت و شناسه فرهنگی آنها شده است. اولین تغییر در فیزیک محل زندگی ایجاد می شود و خانه های مستقل _ با توجه به ضرورت زندگی در کلان شهرها- به واحدهای آپارتمانی بزرگ تبدیل می شوند. این اولین قدم گریزانی مردم از مشارکت خودخواسته در طرح نوسازی بافت فرسوده است. در مراجعات محلی که به این بافت ها داشته ام، برخی از مالکین از ترس مستاجری – البته با توجه به وضعیت نامناسب مسکن در ایران- دچار مریضی های روانی و مشکلات عصبی شده اند. دومین مرحله از این گریزانی به تصوراتی برمی گردد که مردم محله از زندگی در آپارتمان دارند. اینکه با یک سری همسایه در یک چارچوب قرار بگیرند و اینکه خانه هایشان حیاط نداشته باشد مزید بر علت است.

حال با دو نوع ازمالکینی مواجه هستیم : آنهایی که در طرح مشارکت نکرده اند، اما از اثرات طرح بی نصیب نبوده اند چرا که دور و بر آنها تخریب شده و بالتبع جولان حیوانات موذی بیشتر، و آنهایی که در طرح مشارکت کرده اند و تقریبا از این محله رفته اند در حالیکه پول نسبتا خوبی در دست دارند. در مرحله اول خود این پول منجر به تغییر سبک زندگی انها می شود چرا که زندگی در شرایط متفاوتی را تجربه می کنند و در مرحله دوم به هنگام مراجعه به ملک نوساز، در حالیکه هیچ تلاشی برای فرهنگ پذیری مجدد آنها صورت نگرفته است، با دکوراسیونی متفاوت مواجه می شود که هماهنگ شدن با آن بسیار زمان بر است.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 17:56  توسط فرانک نظریان  | 

غارها و پناهگاههاي صخره‌اي : پژوهشگران و باستان شناسان كهن‌ترين بقاياي زندگي اجتماعي انسان را در غارها مورد شناسايي قرار داده‌اند و شايد اغراق نباشد كه اگر بگوئيم نقش اينگونه مكانهاي طبيعي در شكل‌گيري اولين گروههاي اجتماعي بشري به مراتب بيش از ديگر موارد باشد. بررسي هايي كه توسط باستان‌شناسان در نقاط كوهستاني براي بازشناسي حيات گذشته انسان صورت گرفته تاكنون منجر به كشف تعداد متنابهي از غارها و پناهگاههاي صخره‌اي بوده كه در آنها بقاياي اشياء و ابزارهاي بسيار ابتدايي و اوليه نيز به دست آمده است و بدين سال غارها به واسطه‌ي جايگاه و شرايط مناسب آنها براي سكونت از دير باز مورد توجه گروههاي انساني كوچك قرار گرفتند و آنها را متناسب با وضعيت خويش و فصول سال و ساير شرايط مورد سكونت و استفاده قرار دادند كه بنابر مدت زمان سكونت و شرايط زماني و مكاني ابزارها و اشياء مورد استفاده نيز تا حدودي متمايز‌اند. استان ايلام به واسطه‌اي كوهها و صخره‌اي فراوان خصوصاً در نواحي شمالي و شرقي و در نتيجه وجود غارها وپناهگاههاي سنگي و صخره‌اي و با در نظر گرفتن ساير مزيتهاي طبيعي از ديرباز شرايط مناسب و مساعدي را براي بشر و استقرار در اين مكانهاي خدادادي را داشته است كه تاكنون به علت عدم پژوهشهاي منظم و فراگير تنها تعداد معدودي از آنها مورد شناسايي و يا كاوش علمي باستان شناسي قرار گرفته اند. منطقه هليلان : بخش هليلان با داشتن دشت كوچك ميان كوهي با خاك بسيار حاصلخيز و رودخانه ي پر آب سميره و همچنين كوههاي مرتفع يكي از مناطق بسيار مساعد براي زندگي انسان از گذشته هاي دور تا كنون بوده است و تا كنون تعدادي متنابهي از غار ها و زيستگاههاي كهن ، تپه هاي پيش از تاريخ و دوران تاريخ در جاي جاي آن مورد شناسايي قرار گرفته‌اند در سال 1974 ميلادي توسط فرانك هول غارهاي :1- مارگورگولان 2- مارروز 3- غار گاگل 4- غار سل مار 5- غار درمار و چند نقطه ي ديگر مورد بررسي و حفاريهاي محدود باستان شناسي قرار گرفت كه ابزارهاي ابتدايي سنگي و تيغه هاي مضرس تراشيده‌ها ، قلم حكاكي ، سوراخ كن وتيغه هاي كول دار همگي از جنس سنگ چخماق از جمله ي اشياء كشف شده از اين غار ها بودند (ملك شهيمرزادي ، 1378 ) كه قدمت آنها تا دوره زارزي يعني 16 هزار تا 12 هزار سال قبل از ميلاد تشخيص داده شده است . نتيجه ي اين پژوهش ها خود نشانگر اهميت و جايگاه منطقه ي هليلان از نظر فراهم بودن شرايط ومزيتهاي زيستي براي بشر از دامنه ي كهن تا عصر حاضر مي باشد كه وجود بسياري از تپه ها و اتلال دوره هاي بعدي در اين ناحيه سند گوياي اين مدعامي باشد . حوزه شهر ايلام : گزارش هاي متعدد بصورت بازديدهاي اوليه وگزارش هاي اداري از وجود غارهاي مسكوني پيش از تاريخ در نقاط مختلف استان دردست است كه نشان مي دهد بسياري از غارهاي كوهستان استان ايلام با داشتن نشانه هاي سكونت در اعصار كهن حائز بررسي وكاوش هاي علمي باستان شناختي مي باشند كه متاسفانه تا كنون اين امر عملي نشده است . انجام پژوهش بررسي و شناسايي باستان شناسي حوزه شهر ايلام در سال 1381 به سرپرستي آقاي نريمان ملك احمدی منجر به كشف وثبت حداقل پنج غار و پناهگاه صخره اي در شمال شهر ايلام گرديد كه در تمامي آنها شواهد بسيار ارزنده اي از سكونت و يا استقرار انسان در اين مكانها در دوران پارنيه سنگي بدست آمد . مجموعه اي اين غار و پناهگاهها كه با عنوان «پناهگاههاي صخره اي قوچعلي يك تا پنج » نام گذاري شده و به ثبت فهرست آثار ملي در آمده اند تماماً در تنگه شمال شهر ايلام و به فاصله ي محدودي از همديگر قرار دارند . در تمامي آنها هئيت برسي كننده آثاري از قبيل تيغه هاي مضرس ، ريزتيغه ها ، خراشنده ها ، سنگ هاي مادر و همگي از جنس سنگ آتش زنه ( چخماق ) و قطعات معدودي از سفالينه دوران تاریخي كشف نمود . مهمترين اين پناهگاهها «پناهگاه قوچعلي يك » است كه در ضلع غربي تنگه قوچعلي و درست در ابتداي كوه انار وجايي كه منجمع فرهنگي ارغوان در حال احداث مي باشد قرار دارد ، كه اگر چه از عمق كافي برخور دار نيست ليكن به روبه آفتاب بودن وقرار داشتن بركناره ي تنگه ( كه در آن ايام بسيار كوچكتر و تنگتر از وضع فعلي بوده ) ودسترسي به منابع آب از مهمترين مزاياي آن به شمار مي رفته است . زيستگاه صخره اي دو در شمال اين زيستگاه ومقداري بالاتر از سطح آن قرار دارد و مابقي آنها در ضلع شرقي تنگه واقع گرديده اند . غار «كنا » در ضلع شمالغرب شهر ايلام وبرروي نماي صخره اي جنوبي كوه «سيوان » قرار دارد اين غار كه تقريباً رو به جنوب دارد از عمق كافي وفضاي مناسب براي سكونت وحتي استقرار در از مدت برخور بوده وكف خاكي وهمواره آن از ديگر مزيتهاي آن به شمار مي رود اين غار اگر چه مورد بررسي و پژوهش دقيق علمي قرار نگرفته ليكن شواهد ظاهري آن نشان مي دهد كه از دير باز مورد استفاده انسان بوده وبطور حتم هم زمان با زيستگاههاي قوچعلي داراي بوده است. در دامنه‌هاي كوههاي استان وخصوصاً كوههاي مركزي وشمالي ايلام گزارش هاي فراواني از وجود غارهاي داراي علايم استقرار انساني توسط مردم عادي داده مي شود كه بطور حتم با انجام بررسي هاي علمي باستان شناختي بيشتري از آنها به دست خواهد آمد . غار «شاه ابدالان »: اين غار در ارتفاع حدود 25 متري صخره شرقي كوه مانشت ودر منطقه ي ميان تنگ قرار دارد وفاصله ي آن تا شهر ايلام حدود 10 كيلومتر مي باشد و در حوزه شهرتان شيروان چرداول قرار دارد . كف غار سنگ بوده و چشمه ي آبي با آب دهي اندك در آن قرار دارد كه آب آن وارد چاله اي حوض مانند مي گردد كه يقيناً توسط انسان حفر گرديده است در درون غار كه از عمق معدودي برخوردار است يك عدد خمره ي بزرگ ورسوب گرفته قرار دارد كه توسط بازديد كنندگان آسيب فراوان ديده است به علت شيب بسيارتند وسخت راه دسترسي به غار وهمچنين صعود فوق العاده مشكل و به كمك ميخ وطناب به دهانه ي آن ، در توان هر كسي نسيت كه به درون غار راه يابد ودر مجموع اين مزيتها و اشرف بر محيط پائين دست در شرايط ضرورت يكي از مكانهاي بسار مناسب براي اسكان واستقرار بوده است. اين غار يكي از مكانهاي مقدس وزيارت اهالي محلي نيز بوده وحتي به آن سوگند ياد مي‌نمايند وخصوصاً عشاير منطقه هنگام كوچ به اين ناحيه براي آن احترام قايل بوده وكاهي آش (پلو ) نذري مي پختند ليكن توانايي رفتن به محل را نداشتند و تنها از دور وهنگاميكه چادرهايشان در برابر آن در پائين دست قرار داشت بيشتر متوجه آن مي‌شدند ودر حال حاضر از اهميت وقداست آن بشدت كاسته شده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 17:44  توسط فرانک نظریان  | 

مطالب قدیمی‌تر